سخاوت و تواضع
روزى امام حسين (ص ) چند كودك را ديد كه تكه نانى را با هم مى خوردند از حضرت خواستند از نـان آنها بخورد حضرت دعوت ايشان را پذيرفت و از تكه نانشان خورد آنگاه آنان را با خود به منزل آورد,غـذا داد و لـبـاس نـو پـوشـيد و فرمود: اينان از من سخاوتمندترند زيرا تمام آنچه را داشتند بخشيدند و من فقط مقدارى از آنچه داشتم به آنها بخشيدم ((37)).
باارسال مطلب نویسنده این وب باشید بانام خوتان نشان داده خواهد شد
سخاوت امام حسين (ع )
روزى عـربـى نـزد امام حسين (ص ) آمده عرض كرد: اى پسر رسول خدا من ضامن شده ام ديه اى رابـپردازم ولى توان پرداخت آن را ندارم با خود فكر كردم از كريم ترين مردم كمك مى گيرم و از آل محمد(ص ) كريم تر نيافتم .فـرمـود: سه مسئله از تو مى پرسم , اگر يكى را پاسخ دهى يك سوم ديه را به تو مى دهم و اگر دو مسئله را جواب دهى دو سوم آن را مى پردازم و اگر همه را پاسخ دهى تمام آن را مى دهم .عـرض كـرد: اى پـسـر رسول خدا(ص ) آيا چون تويى كه اهل علم و شرفى از كسى مثل من سؤال مى كندفرمود: آرى از جدم رسول خدا(ص ) شنيدم كه فرمود: بخشش بايد به اندازه معرفت باشد..مرد عرب گفت : هر چه مى خواهى بپرس اگر بدانم جواب مى دهم وگرنه از شما ياد مى گيرم .فرمود: چه كارى برتر از همه كارهاست ؟ .گفت : ايمان به خدا.فرمود: راه نجات از هلاكت چيست ؟ .گفت : اعتما به خدا.فرمود: زينت مرد چيست ؟ .گفت : دانشى توام با بردبارى .فرمود: اگر نداشت ؟ .گفت : ثروتى همراه با جوانمردى .فرمود: اگر نداشت ؟ .گفت : فقرى توام با صبر.فرمود: و اگر نداشت ؟ .گفت : صاعقه اى كه از آسمان بيايد و او را بسوزاند كه سزاوار سوختن است .حـضـرت خـنـديـد و كـيسه اى حاوى هزار دينار به سويش انداخت و انگشتر خود را كه نگينى به ارزش دويـسـت درهم داشت به او داد و فرمود: اين طلا را به طلبكاران بده و اين انگشتر را در امر زندگى خودصرف كن .عرب مال را گرفت و مى گفت : ((اللّه اعلم حيث يجعل رسالته )) سوره انعام آيه 124.يعنى خدا بهتر مى داند رسالت خويش را در كجا قرار دهد ((36)) .
*************************************************************************************************************
سخاوت و تواضع
روزى امام حسين (ص ) چند كودك را ديد كه تكه نانى را با هم مى خوردند از حضرت خواستند از نـان آنها بخورد حضرت دعوت ايشان را پذيرفت و از تكه نانشان خورد آنگاه آنان را با خود به منزل آورد,غـذا داد و لـبـاس نـو پـوشـيد و فرمود: اينان از من سخاوتمندترند زيرا تمام آنچه را داشتند بخشيدند و من فقط مقدارى از آنچه داشتم به آنها بخشيدم ((37)) .
*****************************************************************************************************8
جود و شجاعت
زيـنب دختر ابو رافع نقل مى كند كه فاطمه (س ) پس از آن كه پدر بزگوار خويش را از دست داد سخت دلگير شد و دائما گريه و ناله مى كرد روزى دست حسن و حسين را گرفت و به نزديك قبر پـدر آمـد وسـخـت گريست و شكوه كرد در بين شكوايه هاى خويش عرض كرد: يا رسول اللّه ! آيا چيزى را براى اين دو فرزند به ارث مى گذارى ؟ .
صـداى رسـول خـدا آمـد كـه فرمود: اما الحسن فله هيبتى و شؤودى و اما الحسين فله جراتى و جـودى (امـا براى حسن هيبت و آقايى را به ارث مى گذارم و اما براى حسين جرات و جودم را به وديعت مى نهم ).
فاطمه زهرا عرض كرد: راضى و خشنود شدم اى رسول خدا ((38)) .
******************************************************************************************************88