غـنـي هـسـتـم ولـي درهــم ندارم    

                  زلـطـف الطاف الهی كم ندارم

بـمـيـرد زيــن سـخــن آل امـيـه                

                  حـسـين دارم ولـيكن غـم ندارم



تاريخ : شنبه 09 آذر 1392 | 06:33 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)

سالروز شهادت جانگداز امام سجاد (ع) برشعیان وشیفتگان اهلبیت تسلیت باد




قدسیان یاسه باتوب عالمِ معناده بوگون

آغلوری لوح و قلم سیّد سجّاده بوگون
-----------------------------
نه بنی نوع بشـردور که باتوب ماتمه تک

غملنـوب انجـم وخورشید سما ماه فلک

نوحه‌خوان روح‌الأمین ناله ایدر جمله ملک

دوشنوب فرش عزا عرش معلّاده بوگون
-----------------------------

بقیه اشعار در ادامه مطلب

نظر یادتان نرود



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 07 آذر 1392 | 09:37 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)

زینب کبری

کیست  زینب  ؟  قهرمان  کربلا

زینب ،  نمادِ  جاودان  کربلا

بوی  مهر  فاطمه  در   نینوا

زینب بود ، زهرا  نشان  کربلا

زینت  بابش علی، شیر خدا

زینب است ، آرام  جان  کربلا

عون و جعفر را به میدان می برد

او که  هم  راز  جوان  کربلا

خاندانش چون به مسلخ میروند

زینب ، عزیز   شاهدان  کربلا

مرهمی برجسم مجروح حسین

زینب ، انیس  زخمیان  کربلا

دائم  به  دور  بچه ها پروانه  وار

زینب  ، امیدِ   کودکان  کربلا

صبر و شکرش موجب تحسین شده

زینب ، کمالِ  صابران کربلا

او که  غمخوار  زنان در  نینوا

زینب  ، بزرگ  با نوان  کربلا

می رود تا قتلگه سوی حسین

زینب ، سفیر  تشنگان  کربلا

اهل  بیت غم زده را رهنما

زینب ، زعیم کاروان کربلا

با اشک چشم خود مداوا می کند

قلب  محزون  یتیمان  کربلا

درس صبر و هم شجاعت می دهد

زینب ،پناهِ خستگان  کربلا

خطبه هایش موجب روشنگری

زینب ، خطیب  جاهلان  کربلا

وفا و هم  دفاع   زینب   است

او ، صفا  بخش  اسیران  کربلا

زینب    شهاب  آتشین   نینوا

او ، خار چشم  دشمنان  کربلا

عفاف و  هم  وقار  زینب  است

او   ، پیام   ره     روان  کربلا

هم او شفیع مذنبا ن عاشق است

زینب است ، یار مهربان کربلا

صفا  با  عشق  زینب  بر  مزارش

می رود ، با  عا شقان  کربلا

مصطفی رئیسی (صفا)

التماس دعا مطلبی



تاريخ : چهارشنبه 06 آذر 1392 | 08:58 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)

ای مــادر پیـامبـران در مقــامِ صبر

تا حشر، صابـران جهـان را امـامِ صبر

از سن کودکـی سخنت نـوش فاطمه

مثـل حسـین، زینـت آغـوش فـاطمه

سـر تـا قـدم تمـام تجـلای حیدری

زیـن ابـی و زینـب کبــرای حیدری

بیـن دو آفتــاب ولایــت ستــاره‌ای

در چشـم اهـل‌بیت، حسین دوبـاره‌ای

در گفتن ثنای تو طول زمان کم است

بر چون تو شیر زن لقب قهرمان کم است

بایـد نمــاز، سجـده بـرد بر سجود تو

ای پنج‌تن خلاصه شـده در وجـود تو

وقتی که بر خطابه زبان بـاز مـی‌کنی

الحق که مثل فاطمه اعجـاز می‌کنی

وقـت خطابه نطق تو یادآور علی‌ست

در شهر کوفه محمل تو منبر علی‌ست

زهـراست کوثر نبـی و کوثرش تویی

شهر شهادت است حسین و درش تویی

روح الامیـن وحــی خـدا ساربـان تو

خورشیـد نـوک نیـزه شده سایبان تو

بیت‌الحـرام خـاص خــدا کعبـۀ دلت

گردد حسین بر سـر نـی دور محملت

وقتی تو را به حنجـر خونین نگاه بود

دانشگــه مقــاومتت قتلگــاه بــود  

می‌بود اگر به مقتل خون با تو همنشین

ایـوب هم بـه صبر تو می‌گفت آفرین!

کـردی نثـار خون خـدا اشک دیده را

دادی بـه مــا پیــام گلـوی بریـده را

گردیده بود مقتـل خون، حائر حسین

تـو زیـر تازیانه شـدی، زائـر حسین

بر جـای‌جـای تیر و سنان بوسه‌هـا زدی

با جد خـود رسـول خـدا هم‌سخـن شدی


ادامه اشعارا حتما بخوانید



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 30 آبان 1392 | 09:35 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)

چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزید

تیر اَلم به جان پیمبر مزن یزید

این سر که نیست از زدنش بر تو واهمه

بودی مدام زینت آغوش فاطمه

باشد هنوز لعل لب او چو کَهربا

از بس کشید تشنگی این سر به کربلا

تنها همین نه از تو به این سر عتاب شد

از هر سری به این سر بی کس عذاب شد

از ضرب سنگ کینه ی این قوم پور کین

این سر بسی ز نیزه فتاده است بر زمین

این سر که آفتاب از او کرده کسب نور

خولی نهاده است به خاکستر تنور

این سر که داده بوسه بر او سید اَنام

آویختند بر درِ دروازه های شام

این سر که دیده این همه جور مُعاندین

او را رواست چوب زدن در کدام دین؟!

بنما ز کردگار، تو آزُرمی ای یزید!

از روی جدّ او بنما شرمی ای یزید!

زینب چو دید کِشت امیدش ثمر نکرد

آهش به آن ستمگرِ دل سخت اثر نکرد

آخر به طعنه گفت بزن خوب می زنی

ظالم به بوسه گاه نبی چوب می زنی

ادامه شعر هار حتما بخوانید



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 30 آبان 1392 | 09:30 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)
باسمه تعالی
«عقیله بنی هاشم»
در مورد دوران کودکی و نوجوانی زینب (علیها السلام) اطلاعات زیادی در دست نیست؛ ولى پس از گذشتن ده‌ها سال از این دوران، زینب از خانه بیرون مى آید و حادثه سرنوشت ساز کربلا، او را به ما نشان مى دهد. چنان که طبرى در تاریخش نقل می‌کند، حمید بن مسلم، یکی از افرادی است که زینب (علیها السلام) را در کربلا با دیدگان خود دیده است. او این بانوی بزرگوار را براى ما این گونه توصیف مى‌کند:
"گویا مى‌بینم زنى را که مانند خورشید مى‌درخشید و با شتاب از خیمه گاه بیرون مى‌آمد. پرسیدم: او کیست؟ گفتند: او زینب، دختر فاطمه دختر پیامبر خدا است."(1)


ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 30 آبان 1392 | 09:18 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)

افشاگری امام سجاد (ع) در مجلس یزید

<p style="text-align: justify;">امام سجاد (ع) از همان پایین منبر فریاد زد: واى بر تو اى سخنران! خشنودى مخلوق و یزید را به خشم خالق و خدا خریدى. سپس رو به یزید فرمود: اى یزید! به من اجازه بده تا بالاى این چوب&zwnj;ها بروم و سخنانى بگویم که در آن خشنودى خدا باشد.</p>

امام سجاد (ع) از همان پایین منبر فریاد زد: واى بر تو اى سخنران! خشنودى مخلوق و یزید را به خشم خالق و خدا خریدى. سپس رو به یزید فرمود: اى یزید! به من اجازه بده تا بالاى این چوب‌ها بروم و سخنانى بگویم که در آن خشنودى خدا باشد.

به گزارش فرهنگ به نقل از خبرگزاری دانشجو؛ امام علی بن الحسین (ع) مشهور به حضرت «زین العابدین» و «سجاد» در پانزدهم جمادی‌الاول سال سی و هشتم هجری یعنی در بحبوحه جنگ صفین به دنیا آمد. مادر بزرگوار امام سجاد (ع)؛ شهربانو دختر یزدگرد سوم، آخرین پادشاه از سلسله‏ ساسانیان در ایران است که در زمان خلافت عمر یا عثمان به اسارت مسلمانان در آمده و با اختیار خویش، همسرىِ امام‏حسین (ع) را پذیرفت. این بانوى بزرگ در ایام نوزادى امام زین العابدین(ع) درگذشت.

ادامه مطلب را حتما بخوانید

 


ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 30 آبان 1392 | 09:03 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)
عنوان  :  يزيد، بيعت خواهي و حوادث پس از كربلا
نویسنده :  سيد علي اكبر حسيني
كلمات كليدي  :  امام حسين(ع)، يزيد، زينب(س)، ورود اهل بيت(ع) به دربار يزيد، مجلس يزيد، بازگشت اسرا به مدينه
   پس از مرگ معاويه در نيمه رجب سال شصت هجرى،[1] و رسیدن یزید به حکومت، او اندیشه­ای نداشت جز آنکه از آن چند نفر که دعوت معاویه را برای بیعت با یزید، نپذیرفته بودند بیعت بگیرد و کارشان را به سامان آورد.[2] از این­رو به حاکم وقت مدینه -ولید بن عتبه بن ابی­سفیان- نامه­ای نوشت و خبر مرگ معاویه را به او اطلاع داد و به همراه آن نامه، نامه­ای بسیار کوچک هم فرستاد؛ او در این نامه خطاب به ولید نوشت: «از حسین(ع) و عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابی­بکر و عبدالله بن زبیر به زور بیعت بگیر و هر کس نپذیرفت گردنش را بزن.»[3] با رسیدن نامه، ولید با مشورت مروان سعی در بیعت گرفتن از امام(ع) داشت؛ اما امام(ع) حاضر به این کار نشده شبانه مدینه را به قصد مکه ترک کرد.
مردم کوفه پس از اطلاع از ورود امام(ع) به مکه، به حضرت(ع) نامه نوشتند و ایشان را جهت قیام به کوفه دعوت کردند. امام(ع) مسلم بن عقیل را به عنوان سفیر خود و ارزیابی امور راهی کوفه کردند و طی نامه­ای آمدن خود را منوط به تأیید گفته­های کوفیان از سوی مسلم اعلام کردند. با ورود مسلم به کوفه و بیعت گرفتن از کوفیان، سرسپردگان اموی کوفه از جمله عبداللّه بن مسلم و سپس عُمارة بن عُقبه و پس از آنها عمر بن سعد بن ابی­وقّاص ناتوانى نعمان بن بشیر – والی کوفه- را در اداره امور کوفه، به يزيد گزارش دادند و خواستار عمل عاجل و جدی­تر یزید برای مشکل کوفه شدند.[4] يزيد نیز با مشورت سِرجون مسیحی، اداره همزمان حكومت كوفه و بصره را به عبيداللّه بن زیاد سپرد و به او دستور داد تا مسلم بن عقیل را بجوید و پس از دستیابی بر او، خونش را بریزد.[5]
پس از فرمان یزید، عبیدالله بن زیاد اداره امور کوفه را به دست گرفت. او سرانجام موفق شد با مکر و ارعاب بر کوفه مسلط شود و سپس با در محاصره گرفتن امام حسین(ع) و یاران اندکش همه آنان را در روز عاشورا به طرز فجیعی به شهادت برساند. او پس از شهادت اباعبدالله الحسین(ع)، زنان و کودکان ایشان را به اسارت گرفته مدتی در کوفه زندانی کرد و سپس طی نامه­ای شهادت امام حسین(ع) و یارانش را به اطلاع یزید بن معاویه رساند. يزيد نیز بواسطه نامه از عبیدالله خواست تا اسرا را به همراه سرهای شهدا و دیگر متعلقات آنان به دمشق انتقال دهد.[6]
 

التماس دعا مطلبی



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 30 آبان 1392 | 08:58 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)

حضرت زینب علیهاالسلام در کوفه دو خطبه خواند، حذیم بن شریک اسدى مى‌گوید: "به زینب علیهاالسلام نگاه کردم، سوگند به خدا تا آن روز بانوى پوشیده و نجیبى را همانند او ندیده بودم که آن چنان شیوا، قاطع و شیرین سخن بگوید، گویى سخنانش از زبان حضرت على علیه السلام فرو مى‌بارید، به مردم اشاره کرد که ساکت باشید، با این اشاره نفس‌ها در سینه‌ها حبس شد، زنگ‌هایى که در گردن اسب‌ها و استرها بود از حرکت باز ایستاد، آن گاه خطبه را با حمد و سپاس خدا و درود به پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندانش شروع کرد."
آن چنان خطبه زینب علیهاالسلام مردم را تحت تاثیر قرار داد که صداى گریه و شیون آنها بلند شد، آنها در ماتم عمیق فرو رفتند، حیران و بهت زده، اظهار پشیمانى مى‌کردند که چرا به یارى امام حسین علیه‌السلام نشتافته‌اند.

ادامه مطلب را حتما بخوانید

التماس دعا مطلبی



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 30 آبان 1392 | 08:46 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)
اول صفر ؛ ورود اسرای کربلا به سرزمین شام

حوادث سال ۶۱ هجری 

پس از آن که امام حسین(ع) و یاران باوفای آن حضرت در صحرای کربلا به دست لشکریان سفاک عمر بن سعد به شهادت رسیدند، خانواده آنان به اسارت درآمده و در روز یازدهم محرم آنان را از کربلا به کوفه و سپس شام منتقل کردند.
  

ادامه مطلب را حتما بخوانید التماس دعا



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 30 آبان 1392 | 08:44 | نویسنده : crban | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • الیاس موزیک