
مولای من کجایی
دیگـر توان ندارم مولای من کجایی
بشکسته پـر وَ بالـم مولای من کجایی
***
از سوز آه و داغـم آتش فرو نشـیند
باشد همیشه ذکـرم مولای من کجایی
***
آخر نباشد انصـاف عاشق تو را نبیند
معشوق عشق و جانم مولای من کجایی
***
باشد ز گلسِتانت نرگـس دلـم بچیند
ای نرگـس حسـینم مولای من کجایی
***
کی از می تو جامی بر قلب من بریزد
از بـاده ی تو مستـم مولای من کجایی
***
روحم شفاعتش را از یک نظـر بگیرد
محتـاج یک نگـاهم مولای من کجایی
***
تا کی زداغ هجـرت دائم دلم بمیرد
سـرمایه ی وجـودم مولای من کجایی
***
از فرط دوری تو چشم و دلـم بگرید
ای اشک چشم و قلبم مولای من کجایی
***
بهر وصـال رویت قلبت کی اَم گزیند
گشته سـپید چشـمم مولای من کجایی
***
عشـق و دل و امیدم بر پای تو نشیند
من تـا ابـد بگویـم مولای من کجایی


بر سر كوی تـــو هـــر كـــه راه ندارد
وای بـــه حـــالش كــه داد خواه ندارد
نام تو نـــازم كـــه در صحیـــفه هستی
فاصله جـــز(میـــم), بـــا الـه ندارد

ادامه مطلب

شهادت امام حسن عسکری علیه السلام بر شیعیان آنحضرت تسلیت باد
محله ی طاها
عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا
دوباره سائلی آمد، در حرم بگشا
نشان خانه تان را ز هرکه پرسیدم
نشان سیدی از خانواده ی زهرا
به گریه مردم عابر جواب می دادند
برو به کوچه ی رحمت، محله ی طاها
کسی به داد دل من نمی رسد جز تو
بگیر دست مرا خورده ام زمین آقا
اگر اجازه دهی داخل حرم بشوم
کنار سفره ی فضلت نشینم ای مولا
بزرگ زاده چه مهمان نواز و خونگرمی!
گذاشتی دهنم زود لقمه ی خود را
مگر سرای تو دارالنّعیم عشاق است؟
هزار لیلی و مجنون نشسته اند اینجا
امام عسگری ای تکیه گاه امروزم
رها نمی کنمت تا قیامت فردا
دعا کنید که همسایه ی شما باشم
جوار چشمه ی تسنیم جنت الاعلی
اگر بهشت بیایم، بدان که بنشینم
به زیر سایه ی مهرت، نه سایه ی طوبی
هوای سامره دارد دل هوایی من
بده برات سفر «جان مادرت زهرا-
برای کرببلا خرجی سفر بدهید
به حق چادر خاکیِ زینب کبری
مدینه گر بروم تا سحر دعا خوانم
برای مهدی تان زیر گنبد خضرا
یگانه غایت خلقت وجود مادر توست
کجاست مرقد او؟ خاک بر سر دنیا
شنیده ام که غروب مدینه دلگیر است
شبیه حال وهوای غروب عاشورا
شنیده ام که نباید ز مشک حرفی زد
به خاطر دل پر درد مادر سقا
وحید قاسمی
التماس دعا
ادامه مطلب
- آدرس جدید وبلاک فرهنگی مذهبی تفریحی مایان
www.saggat.loxblog.com
در مکتب کربلا رقیه خاتون ، عُمریست به دردانه تخلص دارد
بالای ضریح او مَلَک بـنـوشـته ، در دادن حاجات تخصص دارد

جلسه موکب عاشقان حضرت رقیه (س)
روزپنجشنبه93/9/20
منزل کربلای علی رضا فرمانی
صبح روز شنبه مصادف با اربعین حسینی
مورخ93/9/22 ساعت 8صبح
درمنز کربلای احدتوانگر
شب اربعین در منزل حاج محمد ضمیری
التماس دعا
غم ِ غم می خورم و غم شده مهماندارم
غیر غم کس نبود تا که شود غمخوارم
گرچه از زهر هلاهل جگرم می سوزد
می دهد خاطره ی کوچه فقط آزارم
خانه ی امن مرا همسر من میران کرد
محرمی نیست که گردد زمحبت یارم
هرچه می خواست به او هدیه نمودم اما
پاسخی نیست به جز سینه ی آتش بارم
روزه بودم طلبیدم چو از او جرعه ی آب
خون دل شد زجفا قوت من و افطارم
می زند زخم زبان لیک نگوید گنهم
خود نداند زچه برخاسته بر پیکارم
من همان زادهی عشقم که بطفلی محزون
شاهد مادر خود بین درو دیوارم
هرگز از از خاطره ام محو نشد کودکیم
پاره پاره جگر از میخ در و مسمارم
تیر باران شده از کینه تن و تابوتم
تحفه از همسر بی مهر و وفایم دارم
قبر ویران شده از خاک بقیع می گوید
بهر مظلومی من این سند و آثارم
سروده ی حبیب اله موحد









