علي درعرش بالا بي نظيراست ،،،،،،علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم ،،،،،، چه عيدي بهترازعيدغديراست؟
عیدقدیرعیدسربلندی شیعه پیشاپیش برشماوشیعیان عالم مبارک باد!

معجزه ای که درغدیرخم اتفاق افتاد
(( احادیث عید غدیرخم ))
برترین عید امت
رسول خدا (ص) فرمود :روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید .
( امالى صدوق : 125، ح .8 )
ادامه مطلب را حتما بخوانید
ادامه مطلب
شیعه جوشیدهست از غدیر
جلوهگر شد بار دیگر طور سینا در غدیر ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر
رودها با یكدگر پیوست كمكم سیل شد موج مىزد سیل مردم مثل دریا در غدیر
هدیه جبریل بود«الیوم اكملت لكم» وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر
با وجود فیض«اتممت علیكم نعمتى» از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر
بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر
بر لبش گلواژه«من كنت مولا» تا نشست گلبن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر
«بركه خورشید» در تاریخ نامى آشناست شیعه جوشیدهست از آن تاریخ آنجا در غدیر
گر چه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت مىتوان انكار دریا كرد حتى در غدیر
باغبان وحى مىدانست از روز نخست عمر كوتاهىست در لبخند گلها در غدیر
دیدهها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟
پیش ازآنی که عزادار محرم باشی .۩۩
۩۩ سعی کن درحرم دوست تو محرم باشی .۩۩
۩۩ خاک ازحُرمت شش گوشه او حُرمت یافت .۩۩
۩۩ گرشوی خاک رهش قبله عالم باشی .۩۩
۩۩ منزلت نیست ترا بی مدد مهر حسین .۩۩
۩۩ گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی .۩۩
۩۩ گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن .۩۩
۩۩ سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی .۩۩
۩۩ همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند .۩۩
۩۩ می توان مُحرم بیت لله اعظم باشی .۩۩
۩۩ شادی هر دو جهانت بخدا تأمین است .۩۩
۩۩ گر در این ماه عزا همسفر غم باشی .۩۩
۩۩ صاحب بزم حسین است ، علی و زهرا .۩۩
۩۩ نکند غافل از این محفل ماتم باشی .۩۩
۩۩ به همان دست و سر و سینه مجروح قسم .۩۩
۩۩ شرط عشق است بر این زخم تو مرهم باشی . . .۩۩
شب دهم از ليالى متبركه و از آن چهار شبى است كه احياء آنها مَندُوب است و درهاى آسمان در اين شب باز است و سنّت است در آن زيارت امام حسين عليه السلام و دعاء يا دائِمَ الْفَضْلِ عَلىَ الْبَرِيَّةِ كه در شب جمعه گذشت .
بیا جانا که عید پاک قربان شد
دل پاک خداجویان به سوی وصل جانان شد
دمی خیز و به ره بنمای و دل بگشا
که دیگر دل پرید از جای و قربان شد

روز دهم روز عيد قربان است و بسيار روز شريفى است و اعمال آن چند چيز است:
اوّل : غسل است كه در اين روز سنّت مؤ كد است و بعضى از علماء واجب دانسته اند .
دوّم : نماز عيد است به همان نحو كه در عيد فطر ذكر شد لكن در اين روز مستحب است كه افطار بعد از نماز از گوشت قربانى شود .
سوّم : خواندن دعاهائى كه وارد شده پيش از نماز عيد و بعد از آن و در اقبال ذكر شده و شايد بهترين دعاهاى اين روز دعاى چهل و هشتم صحيفه كامله باشد كه اوّل آن اَللّهُمَّ هذا يَوْمٌ مُبارَكٌ است پس آن را بخواند و دعاى چهل و ششم يا مَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُ الْعِبادُ را نيز بخواند .
چهارم : خواندن دعاى ندبه است كه بعد از اين خواهد آمد انشاءالله تعالى .
پنجم : قربانى است كه سنّت مؤ كّد است .
ششم : خواندن تكبيرات است براى كسى كه در منى باشد عقيب پانزده نماز كه اوّلش نماز ظهر روز عيد است و آخرش نماز صبح روز سيزدهم و كسانى كه در ساير شهرها هستند بخوانند عقيب ده نماز از ظهر روز عيد تا صبح دوازدهم و تكبيرات موافق روايت صحيح در كافى اين است :
اللّهُ اَكْبَرُ اللّهُ اَكْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُاللّهُ اَكْبَرُاللّهُ اَكْبَرُ ولِلّهِ الْحَمْدُ اللّهُ
خدا بزرگتر از توصيف است .... معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر است ... و ستايش خاص خدا است
اَكْبَرُ عَلى ما هَدانا اَللّهُ اَكْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهيمَةِ الاْنْعامِ
خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائى كرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزى ما كرد از چهارپايان انعام (شتر و گاو و گوسفند)
وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلى ما اَبْلانا
و ستايش خاص خدا است براى آنكه آزمود ما را
و مستحب است تكرار اين تكبيرات عقب نمازها به قدر امكان و خواندن بعد از نوافل روز پانزدهم سنه 212 ولادت حضرت امام علىّ نقى عليه السلام واقع شده
زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و آنها را وزن کرد . اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.
او عصبانى شد و به مرد فقیر گفت:
دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر سرش را پایین انداخت و گفت:
ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .
شاید باری که بر دوشمان است از این هم سنگین تر باشد


ادامه مطلب

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد !
بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا!
پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند،جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک او احتیاج دارد !
پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را نیز برای کمک با خود بیاورد !
جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری هم در بین شما هست ؟!!
افراد حاضر در مسجد یا دیدن چاقوی خونی وحشت زده همه نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند !!
پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : ای نامسلمانان ! چرا به من نگاه میکنید !!! به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!!






